تبليغاتX
زمزمه های از سر اجبار - آيا توسل به ائمه(ع) و اولياي الهي شرکه؟

آيا توسل به ائمه(ع) و اولياي الهي شرکه؟


 خير. به دلايل زير:


 1- دلايل عقلي


 شرک يعني کسي رو به غير از خدا ( و يا علاوه بر خداي يگانه ) پرستيدن و يا کسي رو معادل و همطراز با خدا دونستن. آيا توسل به ائمه(ع) و ارواح طبيه با آگاهي از اين مسئله که اونها به اذن خدا ميتونند کمک ما کنند و مستقلا چنين قدرتي رو ندارند شرکه؟ و يا اگر از اونها بخوايم که برامون دعا کنند يعني مرتکب عمل شرک آميز شديم؟ منطقا نه! چون نه اونها رو پرستيديم و نه اينکه اونها رو همطراز با خدا دونستيم.


 عده اي اينطور استدلال ميکنند که توسل به زنده ها ايرادي نداره ولي توسل به افرادي که در قيد حيات نيستند شرکه چون اونها قادر به شنيدن صداي زنده ها نيستند!


 چنين استدلالي اصلا منطقي نيست. اگه توسل شرک باشه ديگه فرقي نميکنه که به انسان زنده توسل کنيم يا به کسي که در قيد حيات نيست. در واقع نميشه گفت توسل به زنده ها شرک نيست (چون اونها ميشنوند) ولي توسل به ارواحي که در عالم برزخند شرکه چون اونها صداي ما رو نميشنوند!


اگر ارواح طيبه قادر به شنيدن صداي ما نباشند پس توسل به اونها کاري "بيهوده" است ولي "شرک" نيست. با اين وجود اونطور که از آيات قرآن و روايات برمياد ارواح در عالم برزخ ميتونند صداي زنده ها رو بشنوند(رجوع شود به قسمت دلايل قرآني).


 ذکر اين نکته هم لازمه که توسل لزوما به معناي مخاطب قرار دادن نيست...بلکه ميتونيم از خداوند بخوايم به خاطر بندگان پاک و نيکوکارش دعا و حاجاتمون رو برآورده کنه.


 نتيجه اينکه هيچ دليل منطقي وجود نداره که ثابت کنه توسل شرکه مگر اينکه معناي توسل و شرک رو تغيير بديم.


 2- دلايل قرآني


 الف) شنيدن صداي زندگان


1-گفتگوي حضرت صالح-ع- با ارواح قوم خويش ( سوره اعراف- آيه 79)


 2- گفتگوي حضرت شعيب(ع) با ارواح گذشتگان ( سوره اعراف-آيه 93)


3- سوره زخرف-آيه 45: از رسولانى که قبل از تو فرستاديم بپرس ، آيا غير از خداوند رحمان معبودانى براى پرستش آنها قرار داديم


 اگر انبياي پيشين در عالم برزخ قادر به شنيدن نبودند دليلي نداشت که خدا به پيغمبر اکرم(ص) دستور بده که از اونها سوالي بپرسه.


ب) کمک خواستن و يا طلب دعا و شفاعت از غير خدا و ...


 * سوره محمد-آيه 19: براي گناه خود و افراد باايمان طلب آمرزش نما.


 اگر پيغمبر اکرم(ص) ميتونند براي مسلمانان دعا کنند پس مسلمانان هم ميتونند از ايشون درخواست دعا يا شفاعت کنند.


 * سوره توبه-آيه 103: در حق آنان دعا کن. دعاي تو مايه آرامش آنهاست.


 *سوره نسا-آيه 64: اگر آنان هنگامي که بر خويش ستم کردند پيش تو مي آمدند و از خداوند طلب آمرزش ميکردند و پيغمبر نيز براي آنان طلب آمرزش ميکرد، خداوند رو توبه پذير و رحيم ميافتند.


  * سوره يوسف-آيه 96: (فرزندان يعقوب) گفتند: پدر جان! در حق ما طلب آمرزش کن. ما خطاکار بوديم. او (يعقوب) گفت : به زودي براي شما طلب آمرزش ميکنم.


*سوره آل عمران-آيه 49: (مسيح به آنان گفت) من از گل مجسمه مرغ ميسازم و بر آن ميدمم تا به فرمان خدا مرغ گردد و کور مادرزاد و مبتلا به بيماري پيسي را به امر خدا شفا ميبخشم و مردگان را به امر خدا زنده ميکنم. شما را از آنچه خورديد و در خانه هاي خود ذخيره ميکنيد خبر ميدهم. در اين کارها براي شما حجت و نشانه حقانيت من هست اگر اهل ايمان باشيد.


  اگر حضرت مسيح-ع- به اذن خدا قادر به زنده کردن و شفا دادن و ....است چه ايرادي داره که ائمه-ع- هم (به اذن الهي) قادر به انجام اين امور باشند؟


خداوند در قرآن از گروهي از ملائکه با تعابيري مثل "شديد القوي"، " والمدبرات امرا" و ...ياد کرده. اين عبارات نشون ميدند که بعضي از فرشتگان به اراده الهي قدرتهاي خارق العاده و سلطه غيبي دارند. آيا مقام ائمه-ع- از ملائکه کمتره که نتونند صاحب چنين توانايي هايي بشند؟


* کمک خواستن حضرت سليمان از حاضران در مجلس خود براي جابجايي تخت بلقيس (سوره نمل-آيه 488)


* سوره کهف آيه 95:"با نيرويي که در اختيار داريد مرا کمک کنيد تا ميان شما و آنان سدي قرار دهم"


 بنابر اين آيه ذوالقرنين برگزيده خدا به جاي اينکه مستقيما از خود خدا کمک بخواد از بندگانش کمک خواسته.


3-دلايل از روايات:


الف) شنيدن صداي زندگان


رسول خدا در جنگ بدر پس از فتح مسلمين و کشته شدن گروهى از سران قريش و انداختن اجساد آنها در يک چاه حوالى بدر، بالاي چاه رفته فرمود: ما آنچه را خداوند به ما وعده داده بود محقق يافتيم، آيا شما نيز وعده ‏هاى راست ‏خدا را به درستى دريافتيد؟بعضى از اصحاب گفتند: يا رسول الله! شما با کشته شدگان و مردگان سخن مى‏گوييد!مگر اينها سخن شما را درک مى‏کنند؟! فرمود: آنها اکنون از شما شنواترند.


مسلمانان در تشهد نماز شخص پيغمبر(ص) رو مخاطب قرار داده و به ايشون سلام ميفرستند. اگر پيغمبر(ص) صداي ما رو نميشنوند پس چرا در نماز به ايشون سلام ميفرستيم؟


ب) استمداد و طلب شفاعت از غير خدا، واسطه قرار دادن اولياي الهي به هنگام دعا


*حضرت علي(ع) پس از تکفين پيغمبر(ص) فرمود: پدر و مادرم به فدايت. ما را در پيشگاه پروردگارت ياد کن ( خطبه 235)


*صحيفه سجاديه- دعاي 47:


پروردگارا، رحمت فرست بر پاکيزه‏تران از اهل بيت او که ايشان را براى - قيام به امر خود برگزيده‏اى، و خزانه داران علم، و نگهداران دين، و جانشينان خويش در زمين، و حجتهاى خويش بر بندگان خود قرار داده‏اى، و ايشان را به خواست خود از پليدى و آلودگى يکباره پاک کرده‏اى، و وسيله توسل به خود و راه بهشت خود ساخته‏اى .


.... ترا قسم مى‏دهم بحق آنکه او را از خلق خود برگزيده‏اى، و او را براى خود پسنديده‏اى بحق آنکه او را از آفريدگانت اختيار کرده‏اى، و براى انجام کار خود گزيده خويش ساخته‏اى، بحق آنکه طاعتش را به طاعت خود پيوسته‏اى، و نافرمانيش را مانند نافرمانى خود کرده‏اى، بحق آنکه دوستيش را به دوستى خود مقرون و دشمنيش را به دشمنى خود منضم ساخته‏اى....


* "و درود بفرست بر محمد و آل محمد و توسل مرا به آن بزرگوار شفيع من قرار ده و سودمند براي آخرتم گردان"(دعاي روز پنجشنبه امام سجاد(ع))


 چرا توسل کنيم؟


توسل در اسلام يک امر واجب نيست. انسان ميتونه مستقيما و بدون واسطه حاجاتش رو از خداوند بخواد ولي اگر هم کسي رو واسطه قرار بده کار اشتباهي نکرده. ما ميتونيم هم مستقيما از خدا حاجت بخوايم و هم در کنارش از اولياي الهي بخوايم که برامون دعا کنند.


طبق روايات دعاي مسلمان در حق برادر دينيش از جمله دعاهايي است که زود برآورده ميشه.


شکي نيست که انسانهاي باايمان و نيکوکار نزد خداوند مقام بالاتري نسبت به سايرين دارند("همانا گرامي ترين شما نزد خداوند باتقواترين شماست") و بنابراين احتمال اجابت دعاي چنين افرادي بيشتره. علاوه بر اين توسل به ائمه (ع) ميتونه باعث ايجاد پيوندي معنوي بين اونها و پيروانشون بشه.


دلايل قرآني مبني بر شرک يا بدعت نبودن تبرک، ساختن مسجد در کنار قبور و جشن گرفتن به مناسبت ميلاد ائمه(ع):


*سوره يوسف آيه 92 :"پيراهن مرا ببريد و بر ديدگان پدرم بيفکنيد.او بينايي خود را باز ميابد"


 طبق اين آيه پيراهن حضرت يوسف تبرک داشت و باعث بهبودي چشمان حضرت يعقوب شد.اگر تبرک خرافه است پس وقوع اين ماجرا-عمل به اون توسط دو پيغمبر و ذکر اون در قرآن رو چطور ميشه توجيه کرد؟


*در سوره کهف آيه 21 از زبان مومنين نقل شده:"ما مدفن آنان(اصحاب کهف) را مسجد قرار ميدهيم"


 عده اي معتقدند که مسجد ساختن بر روي قبور حرامه.در اين صورت چرا خدا عمل شرک آميز گروه مومنان(ساختن مسجد بر روي مدفن اصحاب کهف) رو نقل کرده بدون اينکه اين کار رو خطا بشماره و ازش ايرادي بگيره؟


 * سوره بقره-آيه 125: از مقام ابراهيم براي خود نمازگاهي اتخاذ کنيد.


اگر قيام حضرت ابراهيم يا عبادت ايشون در مکاني باعث فضيلت اون مکان ميشه طوري که خداوند دستور ساخت مسجد رو در اون مکان ميده چرا دفن اجساد شهدا و بخصوص ائمه-ع- باعث چنين فضيلتي نشه؟


 *آيه 114 سوره مائده:"پروردگارا مائده اي از آسمان بر ما بفرست تا عيدي براي اول و آخر ما و نشانه اي از تو باشد..."


 طبق اين آيه حضرت مسيح روز نزول مائده آسماني رو عيد اعلام ميکنه.آيا ولادت يک پيغمبر يا يک امام  ارزشش کمتر از نزول مائده آسمانيه که روز نزول مائده عيد باشه ولي روز ولادت پيغمبر و امامان خير؟


 *آيه 96 سوره طه:سامري (در جواب موسي) گفت من چيزي از اثر قدم رسول(جبرئيل) را ديدم که قوم نديدند آن را برگرفته در گوساله ريختم...


اين آيه اشاره داره به اين ماجرا که سامري مقداري از خاکي رو که زير پاي جبرئيل بود برداشت و به مجسمه گوساله پاشيد و به اين ترتيب مجسمه زنده شد(هرچند حياتي ظاهري داشت).


 اگر تبرک داشتن و تبرک جستن خرافه است پس چطور اين خاک برکت داشت و تونست به يک مجسمه قدرتي غير عادي بده؟


و چرا خدا در قرآن اين امر خرافاتي رو بدون تکذيبش مطرح ميکنه؟در حاليکه هر جا در قرآن از امري شرک آميز يا خرافي ياد شده در کنارش خدا مخالفت خودش رو اعلام کرده.


 البته مسلمه که خاک يا پيراهن حضرت يوسف به خودي خود تبرک و خاصيت خارق العاده اي نداشتند بلکه خدا بنا بر مصلحت اين قابليت رو در اونها قرار داد.

نوشته شده در ساعت 12:38 توسط انا المجنون العباس| |