بزرگي كن ببخشا يا الهي اگر بر دوش من مانده گناهي
اگر ما را نمي خواهي ببخشي مده ما را به غير خود پناهي
دوباره ميرود ماه مبارك نبودم ميهمان سر به راهي
كنار سفره و در خانه تو تو را ناديده بگرفتم الهي
عقب ماندم دوباره واي بر من برايم مانده داغ روسياهي
جوانم،جاهلم،اما خوشم من ترا خواهم ،بخواهي يا نخواهي
مرا مشغول خود كن خرج خود كن همه عمرم،نه تنها گاه گاهي
مرا نيمه نگاهت هست كافي مكن يارب دريغ از يك نگاهي
خدايا آنكه پشتش را شكستي به پشت در نشسته يا سياهي
ندارم من سلاحي در كف خود به غير از اشك چشم و سوز اهي
مرا جز روضه عشق حسينت نباشد اي خدا آرامگاهي

