بزنيم سري به آقا
كربلا بريم پياده
پابوس حسين زهرا
مثل كفتر بي لونه
سر رو ديوارش بذاريم
گنبد شاه و علمدار
و با پرچمش ببينيم
آي مسافرا بجنبي
اين چه موقع كلامه
شيعه بسه چشم به راهي
ديگه موقع قيامه
پيشوني بند يا زهرا
پيچيده عطر گل ياس
رسيديم علقمه ديگه
بگو يا حضرت عباس
مبتلا بياين به اينجا
اين آقا مشكل گشاته
بيا اي مريض كه خاكش
واسه هر مرض دواته
يه دست و بذار رو سينه
دست ديگرو رو حنجر
يه جا قتلگاه اكبر
يه جا قتلگاه اصغر
سلام به همه دوستان گلم بالاخره امام رضا به اين سگ روسياهش لطف كرد و برات كربلامو امضا كرد انشاالله فردا راهي سرزمين عشق و نور هستم البته اگه اتفاقي نيفته از همه دوستام حلايت مي طلبم و نائب الزياره خواهم بود نوحه بالا هم از سيد جواد عزيز بود انشا الله به نيابت ازشون زيارت ميكنم .به قول حميد اقاي عليمي:
اگه دستام به ضريحت برسه ضريحت رو بوسه بارون ميكنم ميشينم پايين پاي اكبرت چشامو به گريه مهمون ميكنم اگه رام دادي توي بين الحرمين خودمو به روي خاكش ميكشم اگه جونمو نگيري تو حرم بخدا خودم خودم رو ميكشم اگه روزي برسم به علقمه اونجا آبروي آبو ميبرم واسه اينكه از خجالت خشك بشه اسم اضغر ربابو ميبرم
اآقاي عليمي انشاالله اونجا واستون دعا ميكنم كه خود ارباب بهتون نيروي زياد بده كه سالهاي سال واسش نوكري كنيد
ما طالب مرگيم ولي در طلب دوست
ما تشنه درديم ولي در غم هجران
درويش نگاهيم ولي با لب خندان
ما بي سرو پاييم ولي در گذر عشق
افتاده به راهيم ولي در گذر عشق
ما بي سرو پاييم افتاده به راهييم
ما تشنه درديم ما زنده شاديم
پروانه عشقيم ولي شمع رفاقت
خوابيم به هر بزم ولي با دل بيدار
ما تشنه به راهيم ولي با دل تب دار
اندر پي ياريم ولي با دل تب دار
افسون نگاهيم ولي از سخن عشق
ما در پي مشكيم ولي از گذر عشق
ما جمله گداييم ولي بر در سلطان
ما مست و خرابيم ولي از مي جانان
اونييكه تنهاي تنهاست دلش ازهمه بريده اونيكه واسه يه بارم هنوز آقاشو نديده تموم مردم دنيا مارو مي خونن ديونه آره ما ديونه هستيم بيخيال اين زمونه .حسرت زيارت تو مونده تو اين دل زارم كربلاتو تا نبينم آرومو قرار ندارم .
منو تنها تذاريد رو دلم پا نذاريد تورو هر كي دوست داري دلمو جا نذاريد به كي بگم كه قلبم تو كربلا جامونده به كي بگم كه دوريت دل منو سوزونده.امشب دلم دوباره تنگه برات رقيه باز زير لب ميخونم جونم فدات رقيه تو رو به هر كي دوست داري تو گريه و اهم بده ميخوام بيام تو حرمت تورو خدا راهم بده .پرچم سرخ گنبدت دل منو خون ميكنه شباي بين الحرمين ادمو مجنون مي كنه رونده شدم از همه جا آمده ام به سوي تو
چند وقته بدجور دلتنگ كربلام اصلا نميتونم تحمل كنم .ارباب من بدم ميدونم ولي تو خوبي اقا جواب بدي رو كه با بدي نميدن امشب اين دلتنگيمو با حرفاي مداح هاي خوبمون سيد جواد ذاكر كه الان در جوار شماست و آقاي عليمي گفتم درسته كه اينارو اونا خوندن ولي حرف دل همه عاشقاي شماست روز تولد امام رضا ازش خواستم برات كربلامو امضا كنه اقام لطف كرده بهم اين عيدي رو داده اخه همه ميدونيم كه پنجره فولاد رضا برات كربلا ميده ولي زمانش معلوم نيست كي باشه البته تو همين آذر يا دي هست ولي دلم ميخواد هر چه زودتر باشه به خود مولا قسم ديگه طاقت ندارم بريدم كاش بشه عرفه كربلا باشم يعني ميشه خداياااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دوستان گلم ازتون ميخوام واسم دعا كنيد و يه فاتحه نثار روح سيد جواد ذاكر كنيد و همچنين 14 تا صلوات واسه سلامتي اقاي عليمي بفرستين .انشا الله محرم امسال هم از حضورشون فيض ببريمیکی دیگه از مناسبتای این ماه روز دحو الارض که احتمال ظهور امام زمانمون نیز در این روز هست یعنی میشه امسال که این روز جمعه هست انتطار ها به سر بیاد؟و اما دحو الارض چیه؟
بيست و پنجمذی القعده دَحْوُالاْرْض است (يعنى پهن شدن زمين از زير خانه كعبه بر روى آب ) و از ليالى شريفه است كه رحمت خدا در آن نازل مى شود و قيام به عبادت در آن اجر بسيار دارد و از حَسَن بن على وَشّا روايت است كه گفت من كودك بودم كه با پدرم در خدمت امام رضاعليه السلام شام خورديم در شب بيست و پنجم ماه ذى القعده پس فرمود كه امشب حضرت ابراهيم عليه السلام و حضرت عيسى عليه السلام متولّد شده اند و زمين از زير كعبه پهن شده است پس هر كه روزش را روزه بدارد چنان است كه شصت ماه را روزه داشته باشد و به روايت ديگر است كه فرمود در اين روز حضرت قائم عليه السلام قيام خواهد نمود روز بيست و پنجم روز دحوالا رض است و يكى از آن چهار روز است كه در تمام سال به فضيلت روزه ممتاز است و در روايتى روزه اش مثل روزه هفتاد سال است و در روايت ديگر كفّاره هفتاد سالست و هر كه اين روز را روزه بدارد و شبش را به عبات بسر آورد از براى او عبادت صد سال نوشته شود و از براى روزه دار اين روز هر چه در ميان آسمان و زمين است استغفار كند و اين روزى است كه رحمت خدا در آن منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در اين روز اجر بسياريست و از براى اين روز به غير از روزه و عبادت و ذكر خدا و غسل دُو عمل وارد است اوّل نمازى كه در كتب شيعه قُميّين روايت شده و آن دو ركعت است در وقت چاشت در هر ركعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره وَالشَّمْسِ بخواند و بعد از سلام نماز بخواند:
لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلىِّ الْعَظيمِ
جنبش و نيروئى نيست جز به خداى والاى بزرگ
پس دعا كند و بخواند:
يا مُقيلَ العَثَراتِ اَقِلْنى عَثْرَتى يا مُجيبَ
اى ناديده گير لغزشها، ناديده گير لغزشم را اى اجابت كننده
الدَّعَواتِ اَجِبْ دَعْوَتى يا سامِعَ الاْصْواتِ اِسْمَعْ صَوْتى
دعاها اجابت كن دعايم را اى شنواى صداها بشنو صدايم را
وَارْحَمْنى وَتَجاوَزْ عَنْ سَيِّئاتى وَما عِنْدى يا ذَاالْجَلالِ وَالاْكْرامِ
و به من رحم كن و از گناهانم و آنچه بدى دارم درگذر اى صاحب جلالت و بزرگوارى
دوّم : خواندن اين دعا است كه شيخ در مصباح فرموده مستحبّ است خواندن آن :
اَللّهُمَّ داحِىَ الْكَعْبَةِ وَفالِقَ الْحَبَّةِ وَصارِفَ اللَّزْبَةِ وَكاشِفَ كُلِّ كُرْبَةٍ
خدايا اى گسترنده خانه كعبه و شكافنده دانه و برطرف كننده سختى و گشاينده هر غم و گرفتارى
اَسْئَلُكَ فى هذَا الْيَوْمِ مِنْ اَيّامِكَ الَّتى اَعْظَمْتَ حَقَّها وَاَقْدَمْتَ سَبْقَها
از تو خواهم در اين روز از روزهايت كه بزرگ گرداندى حقش را و در سبقت پيشش انداختى
وَجَعَلْتَها عِنْدَ الْمُؤْمِنينَ وَديعَةً وَاِلَيْكَ ذَريعَةً وَبِرَحْمَتِكَ الْوَسيعَةِ
و در نزد مؤ منين آن را به وديعت نهادى و آن را وسيله اى براى آمدن به پيشگاهت و رسيدن برحمت وسيعت قراردادى
اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ الْمُنْتَجَبِ فِى الْميثاقِ الْقَريبِ يَوْمَ
كه درود فرستى بر محمد بنده برگزيده ات در روز ميثاق نزديك كه روز
التَّلاقِ فاتِقِ كُلِّ رَتْقٍ وَداعٍ اِلى كُلِّ حَقٍّ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِهِ الاَْطْهارِ
ديدار و ملاقات است آن بزرگوارى كه هر در بسته اى را گشود و به هر حقى دعوت فرمود و بر خاندان پاكيزه
الْهُداةِ الْمَنارِ دَعائِمِ الْجَبّارِ وَوُلاةِ الْجَنَّةِ وَالنّارِ وَاَعْطِنا فى يَوْمِنا
و راهنمايان روشنى بخش و پايه هاى دين خدا و زمامداران كار بهشت و دوزخند و عطا كن به ما در اين روز
هذا مِنْ عَطآئِكَ الَْمخْزُونِ غَيْرَ مَقْطوُعٍ وَلا مَمْنوُعٍ تَجْمَعُ لَنا بِهِ
از عطاى موجود در خزينه ات كه نه پايان دارد و نه جلوگيرى شود گردآورى بدان براى ما
التَّوْبَةَ وَحُسْنَ الاْوْبَةِ يا خَيْرَ مَدْعُوٍّ وَاَكْرَمَ مَرْجُوٍّ يا كَفِىُّ يا وَفِىُّ يا
توبه و بازگشت خوبى را بسوى خودت اى بهترين خوانده شدگان و بزرگوارترين مايه اميد اى كفايت كننده اى وفادار اى
مَنْ لُطْفُهُ خَفِىُّ اُلْطُفْ لى بِلُطْفِكَ وَاَسْعِدْنى بِعَفْوِكَ وَاَيِّدْنى بِنَصْرِكَ
كه لطفش در نهان و خفا است بلطف خويش بر من لطف فرما و به عفوت سعادتمندم كن و به ياريت كمكم ده
وَلا تُنْسِنى كَريمَ ذِكْرِكَ بِوُلاةِ اَمْرِكَ وَحَفَظَةِ سِرِّكَ وَاحْفَظْنى مِنْ
و از ياد كريمانه ات فراموشم مكن به حق زمامداران كار خود و نگهبانان رازت و نگاهم دار از
شَوايِبِ الدَّهْرِ اِلى يَوْمِ الْحَشْرِ وَالنَّشْرِ وَاَشْهِدْنى اَوْلِيآئَكَ عِنْدَ
آلودگيهاى روزگار تا روز حشر و برانگيخته شدن و گواه گير برايم دوستانت را هنگام
خُرُوجِ نَفْسى وَحُلوُلِ رَمْسى وَانْقِطاعِ عَمَلى وَانْقِضآءِ اَجَلى
جان دادنم و سرازير شدنم در قبر و به پايان رسيدن كردارم و بسر آمدن عمرم
اَللّهُمَّ وَاذْكُرْنى عَلى طوُلِ الْبِلى اِذا حَلَلْتُ بَيْنَ اَطْباقِ الثَّرى
خدايا يادم كن در دوران دراز پوسيده شدنم در آن هنگام كه ميان توده هاى خاك وارد شوم
وَنَسِيَنِى النّاسوُنَ مِنَ الْوَرى وَاَحْلِلْنى دارَ الْمُقامَةِ وَبَوِّئْنى مَنْزِلَ
و مردم فراموشكار يكسره فراموشم كرده اند و در خانه ماندنى (بهشت ) فرودم آر و در منزل
الْكَرامَةِ وَاجْعَلْنى مِنْ مُرافِقى اَوْلِيآئِكَ وَاَهْلِ اجْتِبآئِكَ وَاصْطِفآئِكَ
كرامت جايم ده و از رفقاى دوستانت و برگزيدگان و مخصوصانت قرارم ده
وَبارِكْ لى فى لِقآئِكَ وَارْزُقْنى حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلوُلِ الاْجَلِ
و ديدارت را بر من مبارك گردان و حسن عمل روزيم كن پيش از آنكه عمرم بسر رسد
بَريَّئاً مِنَ الزَّلَلِ وَسوَُّءِ الْخَطَلِ اَللّهُمَّ وَاَوْرِدْنى حَوْضَ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ
در حالى كه پاك از لغزش و بد كردارى باشم خدايا مرا به حوض پيامبرت محمد
صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ وَاسْقِنى مِنْهُ مَشْرَباً رَوِيّاً سآئِغاً هَنيئاً لا اَظْمَاءُ
صلى اللّه عليه و آله (يعنى حوض كوثر) واردم كن و بنوشان مرا از آن حوض نوشاندنى سيراب كننده و روان و گوارا كه ديگر
بَعْدَهُ وَلا اُحَلاُ وِرْدَهُ وَلا عَنْهُ اُذادُ وَاجْعَلْهُ لى خَيْرَ زادٍ وَاَوْفى ميعادٍ
تشنه نشوم و از ورود بدان جلوگيريم نكنند و بازم ندارند و آن را برايم بهترين توشه راه و كاملترين وعده گاه
يَوْمَ يَقوُمُ الاْشْهادُ اَللّهُمَّ وَالْعَنْ جَبابِرَةَ الاْوَّلينَ وَالاَّْخِرينَ
در روز به پا خواستن گواهان قرار ده خدايا دور ساز از رحمتت سركشان اولين و آخرين را
وَبِحُقوُقِ اَوْلِيآئِكَ الْمُسْتَاْثِرينَ اَللّهُمَّ وَاقْصِمْ دَعآئِمَهُمْ وَاَهْلِكْ
و آنانكه به حقوق دوستان برگزيده ات تجاوز و تعدّى كردند خدايا پايه هاى حكومتشان را در هم شكن
اَشْياعَهُمْ وَعامِلَهُمْ وَعَجِّلْ مَهالِكَهُمْ وَاسْلُبْهُمْ مَمالِكَهُمْ وَضَيِّقْ
و پيروان و عمالشان را نابود گردان و به هلاكتشان تعجيل كن و مملكتهاشان را از ايشان بگير و راهها
عَلَيْهِمْ مَسالِكَهُمْ وَالْعَنْ مُساهِمَهُمْ وَمُشارِكَهُمْ اَللّهُمَّ وَعَجِّلْ فَرَجَ
را بر ايشان تنگ فرما و آنانكه با ايشان سهيم و شريك هستند نيز از رحمتت دور كن خدايا شتاب كن در فرج
اَوْلِيآئِكَ وَارْدُدْ عَلَيْهِمْ مَظالِمَهُمْ وَاَظْهِرْ بِالْحَقِّ قاَّئِمَهُمْ وَاجْعَلْهُ
دوستانت و حقوق از دست رفته شان را به آنها باز گردان و قائمشان را به حق ظاهر گردان
لِدينِكَ مُنْتَصِراً وَبِاَمْرِكَ فى اَعْدآئِكَ مُؤْتَمِراً اَللّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلاَّئِكَةِ
و يارى ستاننده دينت و فرمانرواى در ميان دشمنانت قرارش ده خدايا فرشتگان يارى دهنده را گرداگردش
النَّصْرِ وَبِما اَلْقَيْتَ اِلَيْهِ مِنَ الاْمْرِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِماً لَكَ حَتّى
قرار ده و بدان دستورى كه در شب قدر بر او فرستى وى را انتقام كشَنده براى خودت قرار ده بدان حد
تَرْضى وَيَعوُدَ دينُكَ بِهِ وَعَلى يَدَيْهِ جَديداً غَضّاً وَيَمْحَضَ الْحَقَّ
كه تو خوشنود گردى و دين تو به وسيله او و بدست او بصورت نو و تازه اى درآيد و حق كاملاً
مَحْضاً وَيَرْفُِضَ الْباطِلَ رَفْضاً اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَعَلى جَميعِ آبائِهِ
خالص گردد و باطل يكسره از بين برود خدايا درود فرست بر او و بر همه پدرانش
وَاجْعَلْنا مِنْ صَحْبِهِ وَاُسْرَتِهِ وَابْعَثْنا فى كَرَّتِهِ حَتّى نَكوُنَ فى زَمانِهِ
و قرار ده ما را از اصحاب و نزديكانش و در زمان رجعت او ما را برانگيز تا ما در زمان او
مِنْ اَعْوانِهِ اَللّهُمَّ اَدْرِكْ بِنا قِيامَهُ وَاَشْهِدْنا اَيّامَهُ وَصَلِّ عَلَيْهِ [على
جزء يارانش باشيم خدايا توفيق درك زمان قيام او را نصيب ما گردان و در روزگار ظهورش ما را حاضر كن و درود فرست بر او
مُحَمَّد] وَارْدُدْ اِلَيْنا سَلامَهُ وَالسَّلامُ عَلَيْهِ [عَلَيْهِمْ] وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ
و سلام او را بسوى ما بازگردان و سلام و تحيت و رحمت خدا و بركاتش بر او باد
و بدانكه ميردامادرَحَمهُاللّهُ در رساله اءربعة ايّام خود در بيان اعمال روز دَحْوُالارض فرموده كه زيارت حضرت امام رضاعليه السلام در اين روز افضل اعمال مستحبّه است
حرم خانه من است آشيانه مالوف تمام كبوترهاي عرش عاشق كه در اين قاف قرب به ديدار سيمرغ مشرف شده اند از هدهد هادي شده فرخنده سير بپرسيد اهل حرم بودن سهل نيست اهليتي مي طلبد خارج از دايره دليل و خيال، مهم قبول صاحبخانه است تنها حلقه بر در كوفتن نشانه فوز نيست حرم كعبه هميشه مفتوح است ،زائر اين خانه تا سالك راه نباشد به مقام تشرف هيچگاه نائل نميشود تشرف را تعريف نميتوان كرد بايد همه تن جان و همه جان حس بود تا ديد آنچه ناديدني است و شنيد آنچه ناشنيدني است و معجزه حرم همين است حرم نمونه كامل بهشت است عطر حضور خدا در هر صحن و رواق ،چون شميم بهشتي يك دسته گل محمدي پيچيده است .مگر مي توان از آستان قدس رضوي به جاي ديگر رحل اقامت افكند؟آستان قدس رضوي آستان قدس الهي است دارالشفاي رضوي است زائرانش همه بهشتي و خادمانش همه رضوانيند حرم ادامه فاطمي فدك است تداوم غربت بقيع است اصلا حرم شبيه شمايل كربلاست حرم فاطميه ،حسينيه و زينبيه چاووشان اهل بيت احمدي است و چه كسي جز شيعه محب آل علي عارف بر مناقب حرم است (بر گرفته از كتاب دار الشفاي رضوي)
رقص قشنگ نور
امشب چه دیدنى است
آواز شاد باد
امشب شنیدنى است
عید است و عطر گل
پیچیده در هوا
بوى خوش گلاب
پر كرده سینه را
گلبوته هاى شمع
روییده هر كجا
مى ریزد اشك شوق
یك غنچه بى صدا
گلدسته ها همه
غرق ستاره هاست
هر گوشه حرم
فریاد (یا رضا) ست
وقت زیارت است
پر مى كشد دلم
همراه كفتران
من مى روم حرم
(
روز میلاد با سعادت امام رضا رو به مولا و ولی مون امام زمان (عج) و همه شما دوستان ، برادران و خواهران عزیز تبریک میگم.
آقا جون تولدت مبارک باشه. دعوتم کن بیام زیارتت قربون ضریحت بشم الهی
آقا شکسته بال خیالم کجا روم
بی اشک و چشم و مال و منالم کجا روم
رویم خجل نه کاسه گندم نه آبرو
دل در خیال راه وصالم کجا روم
ای آسمان هشتم چشمان بی ریا
عمری فقیر اشک زلالم کجا روم
دعبل صفت ز گوشه چشمم ستاره ها
قد می کشد به اخر فالم کجا روم
من بی حضور چشم تو غم را خریده ام
از نسل رود های زوالم کجا روم
من در خیال چشم تو آقا شناورم
در پیچ و تاب کسب کمالم کجا روم
باشد همین نذر نگاهم طبیب دل
کی می دهی جواب سوالم کجا روم
بچه ها صبحتان به خير-سلام
درس اول فعل مجهول است
فعل مجهول چيست ،ميدانيد؟
نسبت فعل ما به مفعول است
در دهانم زبان چو آويزي
در تهيگاه زنگ مي لغزيد
صوت ناساز آنچنان كه مگر
شيشه بر روي سنگ مي لغزيد
ساعتي داد آن سخن دادم
حق گفتار را ادا كردم
تا زاعجاز خود شوم اگاه،
ژاله را زان ميان صدا كردم
ژاله از درس من چه فهميدي؟
پاسخ من سكوت بود و سكوت!
ده جوابم بده كجا بودي؟
رفته بودي به عالم هپروت؟
خنده دختران و غرش من
ريخت بر فرق ژاله چون باران
ليك او بود غرق حيرت خويش
خشمگين اتقامجو گفتم:
بچه ها گوش لاله سنگين است؟
دختري طعنه زدكه:
نه خانم،
درس در گوش ژاله ياسين است
باز هم خنده ها و همهمه ها
تند و پيگير مي رسيد به گوش
زير آتشفشان ديده من
ژاله آرام بود و سرد و خموش
رفته تا عمق چشم حيرانم
آن دو ميخ نگاه خيره او
موج زن در دو چشم بي گنهش
رازي از روزگار تيره او
آنچه در آن نگاه ميخواندم
قصه غصه بود و حرمان بود
ناله اي كرد و در سخن آمد
با صدايي كه سخت لرزان بود
فعل مجهول فعل آن پدريست
كه دلم را زدرد پر از خون كرد
خواهرم را به مشت و سيلي كوفت
مادرم را ز خانه بيرون كرد
شب دوش از گرسنگي تا دوش
خواهر شير خوار من ناليد
سوخت از تب شب برادر من
تا سحر در كنار من ناليد
از غم ان دو تن دو ديده من
اين يكي اشك بود و آن يكي خون بود
مادرم را دگر نميدانم
كه كجا رفت و حال او چون بود
گقت و ناليد و آنچه باقي ماند
هق هق گريه بود و ناله او
شسته ميشد به قطره هاي سرشك
چهره همچو برگ لاله او
ناله من به ناله اش آميخت
كه غلط بود انچه من ميگفتم
درس امروز قصه غم توست
تو بگو،من چرا سخن گفتم؟
فعل مجهول فعل آن پدريست
كه تو را بيگناه ميسوزد
آن حريق هوس بود كه در او
مادري بي پناه ميسوزد
شاعر:خانم سیمین بهبهانی)
از انحضرت (ع)نقل شد كه داوود نبي (ع)گفته است : هر آيينه امروز خدا را چنان عبادت ميكنم كه كسي تا امروز نظير آن را نديده است سپس وارد محراب شد و مشغول نماز گشت ،وقتي از نماز فارغ شد ناگهان قورباغه اي را در محراب ديداو به داوود گفت اي داوود عبادت و قرائت امروزت تو را به تعجب آورد ؟و دچار عجب شدي؟داوود گفت :اري،قورباغه گفت:مغرور مشو،چون من در هر شب هزار بار تسبيح ميگويم كه از هر تسبيح سه هزار تمحيد منشعب ميشود و همانا وقتي درقعر آب هستم و صداي پرنده گرسنه اي را در آسمان ميشنوم ،به سطح آب مي آيم تا از من ارتزاق كند ،بدون اينكه گناهي داشته باشم(يعني مطيع امر الهي هستم كه مرا روزي آن پرنده قرار داده است.حالا ماها بيشتر با خودم هستم تا يه ذره كار خوب انجام ميديم تو بوق و كرنا ميكنيم يا حتي هيچيم نيستيم ولي كلي از خودمون تعريف ميكنيم )
همراه «مفضّل»، «ابوبصير» و «ابان» خدمت امام صادق(ع) رسيديم و ديديم كه آن حضرت بر روي خاكها نشسته جامهاي خيبري، بييقه و آستين كوتاه بر تن كرده و همانند مادر فرزند مرده در حال گريه و زاري است. سراسر وجود او را حزن و اندوه فرا گرفته بود؛ آثار غم و اندوه در صورتش ظاهر گشته بود...
حضرت امام جعفر صادق (ع) گاه مشتاقانه از زمان ظهور آخرين حجّت خدا صحبت ميكند و به حال كساني كه آن زمان را درك ميكنند، رشك ميبرد و ميفرمايد:
فطوبي لمن أدرك ذلك الزّمان.2
خوشا به حال كسي كه آن زمان را دريابد.
گاه نيز عاشقانه آرزوي درك زمان آن حضرت را ميكند و ميفرمايد:
و لو أدركته لخدمته أيّام حياتي.3
اگر زمان [ظهور] او را درك ميكردم همة عمرم را در خدمتش ميگذراندم.
و گاه با مشاهدة شرايط غيبت آن حضرت از خود بي خود شده و سيل اشك از ديدگان جاري ميسازد:
«سُدَير صيرفي» ميگويد:
به همراه «مفضّل»، «ابوبصير» و «ابان» خدمت امام صادق(ع) رسيديم و ديديم كه آن حضرت بر روي خاكها نشسته جامهاي خيبري، بييقه و آستين كوتاه بر تن كرده و همانند مادر فرزند مرده در حال گريه و زاري است. سراسر وجود او را حزن و اندوه فرا گرفته بود؛ آثار غم و اندوه در صورتش ظاهر گشته بود؛ رنگ چهرة او به كلّي دگرگون شده بود، سيل اشك از دل پر خون و قلب پر التهاب او برخاسته بود و بر گونههايش فرو ميريخت و در اين حال اين گونه زمزمه ميكرد:
سيّدي غيبتك نفت رقادي و ضيّقت عليّ مهادي، و ابتزّت منّي راحة فؤادي...
اي آقا و سرور من! غيبت تو خواب از ديدگانم ربوده، عرصه را بر من تنگ نموده و آسايش و آرامش را از قلبم گرفته است.
سدير ميگويد:
هنگامي كه امام صادق(ع) را اين چنين پريشان ديديم، دلهايمان آتش گرفت و هوش از سرمان پريد كه چه مصيبت جانكاهي براي حجّت خدا روي داده و چه فاجعة اسفباري بر او وارد شده است.
عرض كرديم:
اي فرزند بهترين خلايق! چه حادثهاي بر شما روي آورده كه اين چنين سيل اشك از ديدگانتان فرو ميريزد و اشك چون باران بهاري بر چهرهتان سرازير ميشود؟ چه فاجعهاي شما را اين چنين بر سوك نشانده است؟
امام صادق(ع) چون بيد لرزيد و نفسهاي مباركش به شماره افتاد، آنگاه آهي عميق به پهناي قفسة سينه از اعماق دل بركشيد و به ما روي كرد و فرمود:
صبح امروز كتاب «جَفر» را نگاه ميكردم و آن كتابي است كه همة مسائل مربوط به مرگ و ميرها، بلاها و حوادث را تا پايان جهان در بر دارد. اين كتاب را خداوند به پيامبر خويش و پيشوايان معصوم از تبار او اختصاص داده است. در اين كتاب، تولد، غيبت، درازي غيبت و ديرزيستي قائم ما و گرفتاري باورداران در آن زمان، راه يافتن شكّ و ترديد در دل مردم در اثر طول غيبت و مرتد شدن مردم از آيين مقدّس اسلام را خواندم و ديدم كه چگونه رشتة ولايت را كه خداوند در گردن هر انساني قرار داده است، ميگسلند و از زمرة اسلام بيرون ميروند، دلم به حال مردم آن زمان سوخت و امواج غم و اندوه بر پيكرم فرو ريخت.4
دعاي شريف ندبه كه از امام صادق(ع) نقل شده است، شاهد ديگري بر سوز و گداز آن حضرت در غيبت و فراق قائم آل محمد(ع) و منجي موعود جهان اسلام است.
در پايان جا دارد از خود بپرسيم آيا ذرّهاي از آن سوز و گداز و اندوه فراق كه در قلبهاي همة معصومان به ويژه امام صادق(ع) بوده است تا آنجا كه خواب و آرامش را از آنها ميربوده و زندگي را بر آنها دشوار ميساخته است، در دل ما وجود دارد؟ آيا هيچ شده است كه در خلوت خود بر فتنهها، مصيبتها، انحرافها و... كه در زمان غيبت گريبانگير اهل ايمان ميشود، گريه كنيم؟ آيا تاكنون اتفاق افتاده است كه با همة وجود سنگيني مصيبت غيبت را درك كنيم و در نبود امام زمانمان از ته دل ناله سر دهيم؛ نالة مادري كه عزيز خود را از دست داده است؟
مگرسنبل...
مگر نسرین......
تو را دیدند.
شمیم گیسوانت را
چو آب چشمه ساران روان نوشید
در عطر تن تو
غوطه ورگشتند
كه
سرنشناس و
پانشناس
از خود بی خبر گشتند............
تن سبز چناران بلند باغ حیدر را نوازش كرد
كه می شنگندو
می رقصند و
می خندند
تو و انكار ؟
تو را بر این وقاحت ها كه عادت داد ؟
درخت تاك قد خم كرده بستان شهادت داد
هزاران
صد هزاران
بوسه بر پای تو ...
دیگر اختیارم نیست
تابم نیست
به خود می پیچم از این رشك
با تو گویم:
اضطرابم نیست
چناران بلندباغ حیدر را
تبر باران من در خاك خواهد كرد
نسیم صبحگاهی
جان ز دست من نخواهد برد
بر چناران بلند باغ حیدر
بر نسیم صبح
این خشم خروشان كه درچشم است
به پیش قله آتشفشان درد
شفاعت كن
ذوب می گردد
چرا تا شكفتم
چرا تا تو را داغ بودم , نگفتم
چرا بی هوا سرد شد باد
چرا از دهن
حرفهای من
افتاد ...
بزرگي كن ببخشا يا الهي اگر بر دوش من مانده گناهي
اگر ما را نمي خواهي ببخشي مده ما را به غير خود پناهي
دوباره ميرود ماه مبارك نبودم ميهمان سر به راهي
كنار سفره و در خانه تو تو را ناديده بگرفتم الهي
عقب ماندم دوباره واي بر من برايم مانده داغ روسياهي
جوانم،جاهلم،اما خوشم من ترا خواهم ،بخواهي يا نخواهي
مرا مشغول خود كن خرج خود كن همه عمرم،نه تنها گاه گاهي
مرا نيمه نگاهت هست كافي مكن يارب دريغ از يك نگاهي
خدايا آنكه پشتش را شكستي به پشت در نشسته يا سياهي
ندارم من سلاحي در كف خود به غير از اشك چشم و سوز اهي
مرا جز روضه عشق حسينت نباشد اي خدا آرامگاهي


